درباره فرح پایا

این نویسنده هنوز توضیحاتی ارائه نکرده است.
فرح پایا تاکنون 165 مطلب را ایجاد کرده است.

اردیبهشت ۱۴۰۱

زندگی ، تعادل ، راندن

توسط |۱۴۰۱-۲-۱۹ ۱۴:۰۷:۰۲ +۰۰:۰۰اردیبهشت ۱۹ام, ۱۴۰۱|دسته‌بندی نشده|

امروز یک جمله ای خواندم از انیشتین <زندگی مثل دوچرخه سواری است برای حفظ تعادل باید به راندن ادامه دهی > تمام امروز این جمله توی ذهنم موج میزد . چقدر توصیف جالبی است از زندگی اصل اولیه تعادل و قانون دوم حفظ تعادل و سومین مرحله ادامه روند راندن . فکر کردم  مسیر زندگی را اگر به جاده ای ناهموار توصیف کنیم گاه بر اثر  ناموزون بودن ممکن است گاهی به چپ وگاهی به راست متمایل شویم اینکه بتوانیم [...]

اردیبهشت ۱۴۰۱

معنی حقیقی دوست داشتن

توسط |۱۴۰۱-۲-۷ ۱۴:۱۶:۰۶ +۰۰:۰۰اردیبهشت ۷ام, ۱۴۰۱|دسته‌بندی نشده, دل نوشته|

دوست داشتن وعشق ورزیدن به چه معناست ؟ آیا ماعاشقیم ؟ یا اینکه دوست داریم عاشق باشیم. درهر رابطه ای چه از عمیق ترین آن که رابطه مادروفرزندی است ویا همسروحتی دوستانمان .... نکته مهم این مطلب این است، که آیا ما افراد را به خاطر خودمان دوست داریم یا به خاطر خودشان . تفاوت این دو بسیار زیاد است مثل شب وروز ... هرکدام از این دومطلب مفاهیم عمیقی دارد،بسیار باید اندیشید و خویش را آزمود. اینکه من فرزندم [...]

توسط |۱۴۰۱-۲-۱ ۱۵:۱۰:۳۴ +۰۰:۰۰اردیبهشت ۱ام, ۱۴۰۱|نغمه های رستا|

نازد به تو ایزد به تمامی وجودت جانها به فدای کرم و رحمت و جودت اعطای خداوند بود بهر بشارت مولودتو ای مظهر انوار جلالت محبوب دل فاطمه مسند زمحمد افراشته ای بیرق خضرا توبه همت ای ناطق قرآن و‌خوش آن لحن بلاغت لعل لب تو ریخت گوهر بهر هدایت قربان توای ساقی صهبای طهورا در کوی محبت بزنم بوسه به پایت من دست به دامان توام بهر شفاعت من سائل‌کوی تو دلباخته ام بر رخ ماهت دل داده وسرداده [...]

الگوهای ذهنی

توسط |۱۴۰۱-۲-۱ ۱۴:۴۹:۳۶ +۰۰:۰۰اردیبهشت ۱ام, ۱۴۰۱|دسته‌بندی نشده|

انسان متفکر به  دنبال الگوهای ذهنی خویش است. هر آنچه به آن می اندیشد ، چه از لحاظ اهداف وآرمانها وچه از لحاظ علایق ودلبستگی هایش،تابع همان خط ذهنی است . افکارش منسجم ودارای نظم خاصی است درگبر پراکندگی وخودگویی های ذهنی نیست. پیوسته در پی تکامل وپویایی وحرکت است  وهیچ چیز مانع اونیست. فرصت افکار بیجا وقضاوتها وبایدها ونبایدهای بیرونی را ندارد. به دنبال تایید وتکذیب دیگران نیست. محککم و پابرجا با قتدار واطمینان راه خویش را میرود. همیشه [...]

الآن دلت چی میخواهد ؟؟

توسط |۱۴۰۱-۱-۳۰ ۱۶:۵۶:۱۸ +۰۰:۰۰فروردین ۳۰ام, ۱۴۰۱|خاطره بازی, دسته‌بندی نشده|

دلم میخواهد، یک روز عصر آفتاب که چترش را می بندد. تنور زمین که خاموش می شود. آب پاش را فرو کنم درحوض جلبک بسته و قیلوله ظهر گاه ماهی های سرخ را برهم زنم. خطوط ضربدری روی تن آجرهای داغ بکشم و از لوله دراز آب پاش دوشان بردل داغشان بپاشم وعطر خاک آجر ها را تا ته بو بکشم . تن نمدار آجرها سرخ تر بشوند و زیباتر و حیاط مملو از عطر خاک نمدار بشود. و  به [...]

دل ، دل ، دل …

توسط |۱۴۰۱-۱-۲۹ ۱۵:۲۷:۱۳ +۰۰:۰۰فروردین ۲۹ام, ۱۴۰۱|دسته‌بندی نشده, دل نوشته|

گوشت پاره ای میان قفسه سینه واستخوانهای جناق، سمت چپ بدن هر شخص میگویند به اندازه مشت است . اما بسته و لرزان هر ثانیه چندین هزار بار می تپد،  سوزان است وگرم ، به گاه شادی و شور وعشق یا به گاه غم ودردو ... کارش سوختن است و لرزیدن وتپیدن میگویند چندین هزارلیتر خون ، همان عصاره زندگی را به تمامی رگ ها ومویرگها می رساند تا زنده بمانند ... کارش را میکند چه خوب باشد چه بد [...]

تغییر چگونه بوجود می آید

توسط |۱۴۰۱-۱-۱۵ ۱۷:۳۱:۱۵ +۰۰:۰۰فروردین ۱۵ام, ۱۴۰۱|دسته‌بندی نشده|

این که بنشینی و بگویی گرفتاری داری دردی را دوا نمی کند. نکته اینجاست که بیشتر انرژی زندگی روزمره ما صرف تصمیم گیری می شود. بیماران اغلب میگویند: نمی توانم برای هیچ کاری تصمیم بگیرم به من بگویید چه بکنم؟ همه اش میترس کاری که دارم میکنم با تصمیمی که میخواهم بگیرم غلط باشد. یا در مواردی که خود را اصلا قادر به تصمیم گیری نمیبینند، می گویند: «احساس میکنم دیگر دار خل میشوم و عقلم را از دست میدهم [...]

اسفند ۱۴۰۰

زیر بارون فصل دوم

توسط |۱۴۰۰-۱۲-۳ ۱۴:۲۷:۳۷ +۰۰:۰۰اسفند ۳ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

عباس چای راکه  سر کشید بلند شد و کتش را پوشید و رفت لای در سرش را برگردوند و گفت تو برو بیمارستان من یکراست میام اونجا. مریض خونه خیلی دور نبود دوتا کوچه تاخیابون راه بود واز خیابون که میافتاد تو سرازیری  میرسید به میدون . نارین ژاکت بافتنی را پیچید دور الماس که سرمانخورد . بس که داغ بود خیس عرق شد خودش هم چادرش را انداخت سرش و بچه را که مثل چوب خشک شده بود انداخت [...]

زمین دلش پرغصه است.

توسط |۱۴۰۰-۱۲-۱ ۰۶:۲۶:۳۵ +۰۰:۰۰اسفند ۱ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

این فصل سال زمین تب میکند وآسمان مهربان تیمارش میکند . گاه اورا تن شویه و پیشانیش را نمناک میکند و گاه تنش را خیس خیس . اما زمین دردل خویش  درد دارد . اسرار سینه های خفته درگورها چون آتشفشانی جوشان دل اورا  میخراشد و خون درگلویش میجوشد . از غم ،از تلنبار این همه غم، تب کرده حتی اگر خرمنها برف زوی تن زخمی اش یخ بزند ازتبش نخواهد کاست دردورنج غم وماتم  زمین را  افسرده وغمگین کرده [...]

فصل هجران

توسط |۱۴۰۰-۱۱-۳۰ ۱۳:۵۸:۰۷ +۰۰:۰۰بهمن ۳۰ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

در زندگی فصلی سرد و تلخ وجود دارد به نام فصل هجران ، هرکس در زندگی خویش ناگزیر از عبور این فصل سیاه هست . نمیتوان از آن گذر کرد بی آنکه رنج وریاضت جانکاه جدایی و فراغ را تجربه کرد. با این که میدانی اش ، می شناسی اش، از آن فرار میکنی آما چاره ای نیست . هیچطبیبی نتوانسته است درمان درد فراغ را بیابد. جدایی از عزیزان ، بسیار بسیار سخت و جان کاه است . لحظاتی [...]