در دنیای خویش سردر گم و سرگشته میچرخیم ، در نشیب وفراز زندگی …

گاه مبهوت وحیران …شگفت زده ، شاید در ماندگی ، شاید عجز

دربرابر هستی و خلقت و رازهای پیچیده آن .

به قول بابا گفتنی  چیست این افسانه هستی خدایا چیست .

اما به جبر حیات ، باید زیست .

گاهی از دست دادن عزیزان تالمات و زخمهای عمیقی برقلب انسان وارد میکند . که مدتها در هاله ای از بی تفاوتی و بی میلی و حتی پوچی قرار می گیرد.

به این فکر میکردم . انسان همواره با علم به اینکه مرگ بخشی از جریان زندگی است . با آگاهی از این که این آغاز ( تولد ) پایانی نیز خواهد داشت.

باز درمواجهه با این حقیقت ، دچار شگفتی و بهت میشود . شاید این شگفتی ناشی از اندوه و حزن ریشه دیگری داشته باشد .

شاید یادآوری وداع قبل از حیات دنیوی امان بوده است .

دلتنگی وافسردگی مرگ  تداعی رحل اقامت به عالمی دیگر است .

چونانکه جنین در زمان حیات جنینی اش عالم را رحم مادر میداند . دنیایش درحیطه همان محیط قراردارد و به محض ورود به دنیا همه چیز برایش ناشناخته است .

به قول بعضی ، قدیمی تر ها هنگامیکه درخواب میخندد یا میگرید . خواب خوش دوران قبل از به دنیا آمدنش را می بیند.

به هرشکل بشر ابو العادت است وخداوندبشر را طوری خلق کردکه به همه چیز عادت میکند . زمانیکه عزیزترین فرد زندگیم را ازدست دادم وتجربه فراق و هجران را برای اولین بار درزندگی چشیدم درهمان روزهای اول به گمان اینکه از این فراغ دوام نخواخم اورد وبه زودی به او خواهم پیوست زندگی بدون او امکان پذیر نیست.

اکنون سالها میگذرد از کیفیت غم ودلتنگی ذره ای کاسته نشده اما،…

زندگی مسیر خود را طی میکند ومنتظر مانمیشود قطاری است درحرکت هرکس را در ایستگاه تعیین شده پیاده میکند ومیرود.

در ادامه مسیر زندگی ناگزیر از پذیرش ادامه حیات بدون محبوب و عزیزمان هستیم .

هستی پدیده اسرار آمیز است هیچ کس از اسرار قبل وبعد خویش خبردار نیست . اینکه در مواجهه با اتفاقات خوب وبد زندگی مدیریت احساسات در بحرانها و کنار آمدن با مصائب و رنجها یکی از مهمترین امور زندگی است اینکه چقدر کنترل داشته باشیم وبصورت منطقی فکر کنیم و تصمیم بگیریم .

میتوانیم روی اطرافیانمان نیز تاثیر مثبت و خوبی داشته باشیم به هر حال مرگ یا شکست وغم واندوه قسمتی از زندگی بشر است واجتناب ناپذیر.

باید ر بروز احساسات آزاد باشیم ورها  خود را محبوس افکار غیر واقعی نکنیم مثلا اینکه جلوی گریه وسوگواری خویش را بگیریم ودر تنهایی به این کاذ بپردازیم ، فلسفه سوگواری درجمع  تقسیم بار اندوه با دیگران است و اینکه افراد به ما کمک کنند تا زودتر بتوانیم خودرا پیدا کنیم . نتیجه اینکه در شرایط سخت و اندوهناک زندگی نمانیم واز آن عبور کنیم سعی برا شکافتن اسرار حقیقت و جهان خلقت باشیم.