سیمرغ قله ی قاف! شهباز شاخ طوبا

ای پیشه ی تو زیبا، و اندیشه ی تو زایا

هر فکرت آسمانی – اندازه ی جهانی-

هر صخره از تو کوه و هر قطره از تو دریا

آنک صفیر سیمرغ در غرب تو مطنطن

چندان که باغ اشراق از شرق تو شكوفا

آه ای شهاب ثاقب تا هست روشنایی

وی آفتاب تابان تا هست آسمانها

آه ای مبلغ النور، در شش جهات عالم

وی ماه آتش افروز در چارسوی دنیا

هم تو فرید دهر و هم تو وحيد اعصار

هم خالق الغرایب هم خارق البرايا

پای پیاده کردی سیر تمام آفاق

تا زیر پر بگیری آفاق نفس ها را

چندان که هرچه صخره،با یک نفس پراندی

با جرعه یی کشیدی در کام هرچه دريا